السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

165

تحرير الوسيلة (فارسى)

برود و از آن جمله اينكه - خويشان روى او خاك بريزند و از آن جمله است - مسدود كردن و گل كارى كردن قبر با غير خاك خودش . ( 1 ) و از آن جمله است اينكه - تجديد بناء قبر پس از بين رفتن آن ، مگر قبور انبياء و اوصياء آنان و صلحا و علما و از آن جمله است - نشستن بر روى قبر و از آن جمله است - تخلى در قبرستان و از آن جمله است اينكه - خنديدن در قبرستان - و از آن جمله است اينكه - تكيه دادن بر قبر و از آن جمله است اينكه - بدون ضرورت روى قبر راه رفتن و از آن جمله است اينكه - بلند كردن قبر از زمين بيش از چهار انگشت باز . ( 2 ) چند مسأله در خاتمهء بحث ( 3 ) مسألهء 1 - قبل از دفن ، انتقال ميت از شهرى كه در آن فوت كرده به شهر ديگر ، جايز ولى مكروه است . مگر آنكه به مشاهد مشرفه و اماكن مقدسه انتقال دهند كه در اين صورت كراهت ندارد بلكه اين انتقال داراى فضيلت و رجحان است . و جواز انتقال به غير مشاهد مشرفه با كراهت و به مشاهد مشرفه بدون كراهت در صورتى است كه دورى مسافت و تأخير دفن يا غير اينها ، موجب تغيّر و تباهى و هتك احترام ميت نگردد و گرنه انتقال به غير مشاهد مشرفه قطعا جايز نيست . و انتقال به مشاهد مشرفه در صورتى كه موجب تغيير و تباه شدن ميت و اذيت زنده‌ها گردد احتياط واجب ، ترك آنست . اما بعد از دفن چنانچه ميت از قبر به هر دليلى بيرون آورده شد و يا بيرون افتاد در حكم آنست كه هنوز دفن نشده است . ولى نبش قبر به منظور انتقال به غير مشاهد مشرفه جايز نيست ، و به منظور انتقال به مشاهد مشرفه مورد تأمل و اشكال است . و آنچه را كه بعضى عمل مىكنند كه ميت را جهت انتقال به مشاهد مشرفه ، امانت كرده و طبق معمول دفن نمىنمايند ، به خيال آنكه گرفتار محذور نبش قبر نشوند ، جايز نيست و بنابر اقوا بايد ميت را زير زمين خاك كنند . ( 4 ) مسألهء 2 - گريه بر ميت جايز بلكه گاهى در وقت شدت غم مستحب است و ليكن نبايد چيزى بگويد كه موجب غضب پروردگار باشد . و همچنين نوحه‌خوانى براى ميت ، با شعر و غير شعر ، در صورتى كه مشتمل بر دروغ و حرام ديگرى نباشد جايز است بلكه بنابر احتياط واجب بايد مشتمل بر « وا ويلا و واى واى كردن » هم نباشد ، و بنابر احتياط واجب به صورت زدن و خراش دادن پوست و چيدن و كندن مو و داد و فريادى كه از حد معتدل بيشتر است ، جايز نيست . و پيراهن چاك كردن در فوت غير پدر و برادر جايز نيست